خون مسیح

1461146_180101708859084_640919062_n

دعای عیسی

عیسی به پیروان خود دعا هایی تعلیم نداده است که مجبور باشند هر روز در ساعات مخصوص و در وقت معینی در حالیکه روی خود را بطرف بخصوصی گردانیده اند این دعا ها را به زبان عبری یا یونانی تکرار کنند. برعکس به ایشان فرمود که همانطوریکه فرزندان در هر زمان و مکانی که مایل باشند به نزد پدر خود میروند و با او سخن میگویند آنها نیز مانند فرزند به حضور خدا بروند و به زبان مادی خودشان با او سخن بگویند. طرز دعا کردن اهمیت زیادی ندارد، ولی مهم اینستکه خدا را با صمیمیت و با تمام فکر و قلب خود عبادت کنیم ( متی 5: 5- 15 و یوحنا 4: 23 و  24) . مسیحیان، هنگامی که با سایر ایمانداران در ساختمان کلیسای خود اجتماع مینمایند، دعا میکنند و هم چنین با خانواده خود در منزل و یا وقتی مشغول کار روزانه خود هستند در سکوت دعا مینمایند. بسیاری از مسیحیان عادت دارند هر روز بطور انفرادی قسمتی از کتاب مقدس را بخوانند و دعا کنند. آنها در دعاهای خود خدا را برای نعمات فراوانش سپاس میگویند، به گناهان خود اعتراف نموده بخشش میطلبند و برای شفای بیماران و نجات بی ایمانان دعا می کنند. همچنین برای حکام و فرمانروایان خود و برای صلح جهان دعا میکنند. عیسی فرمود که ما میباید همیشه دعا کنیم ( لوقا18: 1) . چون عیسی در روز یکشنبه از مرگ قیام کرد، عبادت در درکلیسا ها در همین روز انجام میشود ولی در روزهای دیگر نیز جلسات عبادتی وجود دارد. در جلسات عبادتی کلیسا، کتاب مقدس قرائت و سرودهای روحانی سرائیده میشود و شبان یا کشیش کلیسا موعظه میکند. اگر شما مایل باشید که در جلسه عبادتی مسیحیان شرکت نمایید مطمئنأ یکی از دوستان مسیحی شما میتواند شما را به کلیسا خود ببرد.

خداوند نور ونجات من

download

مزامیر باب ۲۶ : ۱ خداوند نور و نجات‌ من‌ است‌، از كه‌ بترسم‌؟ خداوند حافظ‌ جان‌ من‌ است‌ از كه‌ هراسان‌ شوم‌؟ ۲ هنگامی‌ كه‌ بدكاران‌ بر من‌ هجوم‌ آوردند تا مرا نابود كنند، لغزیدند و افتادند. ۳ حتی‌ اگر لشگری‌ برضد من‌ برخیزد، ترسی‌ به‌ دل‌ راه‌ نخواهم‌ داد! اگر علیه‌ من‌ جنگ‌ برپا كنند، به‌ خدا توكل‌ خواهم‌ كرد و نخواهم‌ ترسید! ۴ تنها خواهش‌ من‌ از خداوند این‌ است‌ كه‌ اجازه‌ دهد تمام‌ روزهای‌ عمرم‌ در حضور او زیست‌ كنم‌ و در خانه‌ او به‌ او تفكر نمایم‌ و جمال‌ او را مشاهده‌ كنم‌. ۵ در روزهای‌ سخت‌ زندگی‌، او مرا در خانه‌ خود پناه‌ خواهد داد، مرا حفظ‌ خواهد كرد و بر صخره‌ای‌ بلند و مطمئن‌ استوار خواهد ساخت‌. ۶ آنگاه‌ بر دشمنانی‌ كه‌ مرا احاطه‌ كرده‌اند پیروز خواهم‌ شد؛ با فریاد شادی‌ در خیمه‌ او قربانی‌ها تقدیم‌ خواهم‌ نمود و برای‌ خداوند سرود شكرگزاری‌ خواهم‌ خواند. ۷ ای‌ خداوند، فریاد مرا بشنو و رحمت‌ فرموده‌، دعایم‌ را اجابت‌ كن‌. ۸ تو گفته‌ای‌ كه‌ تو را بطلبیم‌، من‌ نیز از ته‌ دل‌ می‌گویم‌ كه‌ ای‌ خداوند تو را خواهم‌ طلبید. ۹ خود را از من‌ پنهان‌ مكن‌؛ بر من‌ خشمگین‌ مشو و مرا از حضورت‌ مران‌. تو مددكار من‌ بوده‌ای‌، مرا طرد مكن‌؛ ای‌ خدای‌ نجات‌ دهنده‌ من‌، مرا ترك‌ مگو! ۱۰ حتی‌ اگر پدر و مادرم‌ مرا از خود برانند، خداوند مرا نزد خود خواهد پذیرفت‌. ۱۱ ای‌ خداوند، مرا به‌ راه‌ راست‌ خود هدایت‌ كن‌ تا از گزند دشمن‌ در امان‌ باشم‌. ۱۲ مرا به‌ دست‌ بدخواهانم‌ نسپار، زیرا این‌ ظالمان‌ می‌خواهند باشهادت‌ دروغ‌ خود، برضد من‌ قیام‌ كنند. ۱۳ اگر مطمئن‌ نبودم‌ كه‌ نیكویی‌ خداوند را بار دیگر در این‌ دنیا می‌بینم‌، تابه‌ حال‌ از بین‌ رفته‌ بودم‌. ۱۴ به‌ خداوند امیدوار باش‌ و بر او توكل‌ كن‌. ایمان‌ داشته‌ باش‌ و ناامید مشو.

حکم 20 سال حبس برای زندانیان نوکیش مسیحی

images
به گزارش « محبت نیوز»، دادگاه تجدید نظر مجموع حکم 20 سال حبس برای زندانیان نوکیش مسیحی در بند عبرت زندان عادل آباد شیراز را مورد تائید قرار داد.

روز شنبه 20 مهرماه 1392 برابر با (12 اکتبر 2013)، دادگاه تجدید نظرِ 6 تن از نوکیشان مسیحی ساکن شیراز در شعبه 15 دادگستری استان فارس ( شهر شیراز ) به ریاست «قاضی حسینی» و «قاضی براتی» برگزار گردید.

بر اساس این گزارش، چهار ماه پس از برگزاری دادگاه بدوی نوکیشان مسیحی آقایان «مجتبی سیدعلاالدین حسین»، «محمدرضا پرتویی (كوروش)»، «وحید حکانی» و «همایون شکوهی» حکم اولیه قاضی مبنی بر مجموع بیست سال حبس در دادگاه تجدید نظر مورد تایید قرار گرفت.

تائید و اعلام حکم نهایی پس از آن بطور شفاهی به وکیل مدافع این افراد ابلاغ گردید و دیگر جای هیچ اعتراضی نسبت به این حکم وجود ندارد.

از راست » محمدرضا پرتویی ، همایون شکوهی و مجتبی سیدعلاالدین حسین» – زندان عادل آباد شیراز

دادگاه بدوی این افراد در روز دوشنبه 20 خرداد 1392 برابر با (10 جون 2013) در شعبه سوم دادگاه انقلاب اسلامی شیراز برگزار و هر چهار نفر آنان به اتهام شركت در جلسات خانگی، تبلیغ و ترویج مسیحیت، ارتباط با سازمان‌های مسیحی در خارج از کشور، تبلیغ علیه نظام و برهم زدن امنیت ملی متهم شناخته شدند و قاضی هر یک آنان را به 3 سال و هشت ماه زندان حکم قطعی محکوم کرد.

این دادگاه همچنین خانم » فریبا ناظمیان» و پسر 17 ساله وی » نیما شکوهی را که پیش از این با قرار وثیقه آزاد شده بودند را نیز هر یک به دو سال حبس تعلیقی محکوم کرد. خانم » فریبا ناظمیان » همسر زندانی مسیحی «همایون شکوهی» با گذراندن بیش از هشت ماه در بازداشت روز پنجشنبه مورخ 27 مهر ماه 1391 برابر با (18 اکتبر 2012) با سپردن وثیقه سند ملکی بطور موقت آزاد شد و فرزندنش نیما نیز پس از ۳۶ روز بازداشت و بلاتكلیفی با سپردن وثیقه (سند) ۱۰۰ میلیون تومانی بطور موقت از زندان آزاد شد.

لازم به ذکر است آقایان «مجتبی سید علاالدین حسین» و «همایون شکوهی» جدای از حکم بدوی هر یک به 8 ماه  مجموعن 16 ماه حبس تعلیقی نیز محکوم گردیدند. این دو نوکیش مسیحی در (اردیبهشت سال ۱۳۸۷) برابر با ( ۱۱ مه ۲۰۰۸) به همراه ۸ تن از دیگر نوكیشان مسیحی ساكن شیراز به اتهام ایمان و باورهای مسیحی بازداشت و از سوی دادگاه به ۵ سال حکم تعلیقی محكوم شده بودند.

گفتنی است در مورخ ۱۹بهمن ماه ۱۳۹۰ ( برابر با ۸ فوریه ۲۰۱۲ ) ماموران امنیتی پس از شناسایی و یورش به منزل یكی از نوكیشان مسیحی در شیراز كه از آن مكان بعنوان كلیسای خانگی یاد می شده جمعی از نوكیشان مسیحی كه به منظور دعا و عبادت در آنجا گردهم آمده بودند را با برخورد و توهین بازداشت نمودند.

همچنین این افراد از زمان بازداشت تا کنون که دوران محکومیت خود را در بند عبرت زندان عادل آباد سپری می کنند تاکنون از حق قانونی مرخصی برخوردار نبوده اند.

به دستور مقامات زندان عادل آباد، جمعی از زندانیان عقیدتی این زندان به یک بند تازه تاسیس با عنوان «بند عبرت» منتقل شده‌اند که گفته می شود این بند از کمترین امکانات برای زندانیان برخوردار است . گفته شده « بند عبرت » محلی برای نگهداری زندانیان که دارای جرم و پرونده مشترک هستند می باشد.

شیراز مركز استان فارس، از شهرهای بزرگ كشور است كه عده بیشماری از اقلیت های دینی و بخصوص نو مسیحیان را در خود جای داده است که این افراد بدلیل اعتقادات دینی خود از سوی دستگاه قضایی مورد آزار اذیت و پیگرد قانونی قرار می گیرند.

در روز چهارشنبه اول آبان ماه سالجاری احمد شهید گزارشگر ویژه سازمان ملل،سومین گزارش خود درباره وضعیت حقوق بشر درایران را به کمیته سوم سازمان ملل ارائه داد. وی در گزارش تازه خود می نویسد وضع حقوق بشر در ایران همچنیان نگران کننده است و نشانی از بهبود ندارد. محدودیت حقوق اقلیت های مذهبی و آزادی بیان و فعالیت های دینی پیروان مسیحیت، بهائیت، مسلمانان سنی، دراویش و دیگر جوامع دینی غیر شیعه از موارد اعتراضی در این گزارش است. شهید همچنین اعلام کرد دست کم ٢٠ مسیحی در ژوئیه ٢٠١٣ روانه زندان شده اند.

سلوک خدا

1458634_180971292105459_10738515_n

خدا بر صلیب

WWGD on the Cross Cover W

آلیستر مک‌‌گراث که در سالیان گذشته کتاب‌‌های ارزشمندی از او به زبان فارسی ترجمه شده، نامی آشنا برای خوانندگان است، بخصوص خوانندگانی که علاقه‌‌مند به آثار عمیق و عالمانه در زمینۀ الاهیات و اندیشۀ مسیحی هستند. البته، عالمانه و عمیق را نباید به معنی سنگین و غیرقابل‌‌فهم و خسته‌‌کننده تعبیر کرد. یکی از هنرهای مک‌‌گراث اینست که نثر بسیار شیرینی دارد و ثقیل‌‌ترین موضوعات را طوری تشریح می‌‌کند که انگار در حال روایتِ داستانی جذاب است. از دیگر هنرهای مک‌‌گراث اینست که غالباً به موضوعاتی که برای کتاب‌‌های خود انتخاب می‌‌کند، احاطۀ بسیار دارد، به‌‌گونه‌‌ای که هم می‌‌تواند صدها صفحه دربارۀ آنها بنویسد و هم آنکه اهم نکات را به‌‌ خلاصه‌‌ترین شکل ممکن ارائه دهد. البته خلاصه‌‌گویی داریم تا خلاصه‌‌گویی، بسا که شخص ناواردی «موجز» را با «مُثله» اشتباه بگیرد و طوری از سَر و تَه مطالب بزند که در پایان کار، کتابی مختصر و نامفید به دست خوانندگان دهد. مک‌‌گراث چنین نیست. چنان بر مطلب احاطه دارد که جا و مقام هر نکته و مطلبی را بخوبی می‌‌داند و نیک واقف است که در کتابی با این حجم، چه چیزی را بگوید و از گفتن چه چیزهایی درگذرد تا حاصل کار، کتابی مختصر و البته مفید باشد. کتابی که ترجمۀ فارسی آن اکنون در دسترس خوانندگان قرار می‌‌گیرد، بی‌‌تعارف، در عین اجمال کاملاً مفید است.

همچنانکه مک‌‌گراث خود می‌‌گوید، صلیب به حقیقتی ذاتاً متکثر اشاره دارد. آنرا نه یک معنی و مفهوم است و نه یک راه برای تشریح و تببین آن وجود دارد؛ صلیب به نوری می‌‌مانَد که هرگاه از منشور اندیشه عبور می‌‌کند، هفت‌‌رنگِ معنای آن بر اندیشنده آشکار می‌‌شود، هر رنگ و هر معنایی از آن نیز به جنبه‌‌ای از زندگی و درماندگی انسان پاسخ می‌‌گوید. صلیب از یک جنبه‌‌، پیروزی خداست و از جنبۀ دیگر شراکت الاهی در رنج‌‌های انسان است، هم بهای رهایی انسان را می‌‌پردازد و هم راهِ زیستن را به او می‌‌‌‌آموزد. ارزش آن تنها به این نیست که «نماد» و «نمودی» از حقیقت است، بلکه خودش حقیقت است، فقط حقیقتی را به ما نشان نمی‌‌دهد بلکه تحت تأثیر نیروی واقعی آن، زندگی ما را به شکل عینی و واقعی تغییر می‌‌دهد. مک‌‌گراث به آنچه اختصاراً در اینجا آمد، مفصلاً در این کتاب پرداخته است و با آنکه کتاب اندکی متجاوز از صد صفحه است، خواننده با انبوهی از نکات و اندیشه‌‌ها در آن روبرو می‌‌شود که نه تنها بر دانش او دربارۀ صلیب می‌‌افزاید بلکه بینش او را نیز غنی می‌‌سازد و صد البته، اثری پالاینده بر روح و روان او باقی می‌‌گذارد. مک‌‌گراث در این کتاب نه تنها به رخداد تصلیب، بلکه همچنین به واقعۀ رستاخیز می‌‌پردازد و با توضیحات روشنگر خود، ربط این دو رخداد محوری در ایمان مسیحی، یعنی صلیب و رستاخیز را برای خواننده کاملاً باز می‌‌کند. مثال‌‌هایی که نویسنده کتاب را به آنها مزین کرده، بجا و روشنگر هستند و موضوعاتِ انتزاعی را به شکلی ملموس به خواننده انتقال می‌‌دهند. در ضمن، مک‌‌گراث خواننده را بلاتکلیف نمی‌‌گذارد بلکه در خلال بحث‌‌های روشنگر خود، نکاتی عملی نیز بیان می‌‌دارد. مک‌‌گراث این کتاب را گویی از منظر یک راوی نوشته است، و همچنان که روایت تأثیرگذار خود را از صلیب پیش می‌‌برد، نکته‌‌ای را مبهم و بی‌‌توضیح نمی‌‌گذارد. از پانویس‌‌های مؤلف کاملاً آشکار است که او آنچه را پیشینیان و معاصرانش دربارۀ صلیب گفته و می‌‌گویند، از نظر دور نداشته و چنین نیست که بدون تأمل در این آثار، کتابی تنها شامل نگرش‌‌ها و دریافت‌‌های خودش دربارۀ صلیب، به نگارش در آورده باشد. البته نه مک‌‌گراث ادعا دارد که کتاب او خوانندۀ علاقمند را از پی‌‌جویی و مطالعۀ بیشتر دربارۀ این موضوع بی‌‌نیاز می‌‌سازد و نه خواننده را رواست که به همین یک کتاب بسنده کند. اما اینکه خواننده در آغازِ راه خود برای فهم و تحقیق بیشتر به سراغ چه کتابی می‌‌رود نیز بسیار مهم است. قطعاً این کتاب اگر به همۀ سؤال‌‌های خواننده پاسخ نگوید، لااقل او را در مسیر درستی برای رسیدن به پاسخ‌‌های مطلوب قرار می‌‌دهد.

به مترجم محترم کتاب، آقای نادر فرد به خاطر حُسن انتخاب او از نظر موضوع و مؤلف و همچنین زحمتی که بابت ترجمۀ اثری چنین مهم و حیاتی بر خود هموار کرده است، باید آفرین گفت. خواندن این کتاب ارزشمند را به خوانندگانی که می‌‌خواهند درک عمیق‌‌تر و روشن‌‌تری از موضوع صلیب داشته باشند، توصیه می‌‌کنیم.

تولد تازه یک فرد مسیحی به چه معناست؟

داشتن تولد تازه یعنی چه؟ در انجیل یوحنا 1:3ـ21 پاسخی اصولی به این پرسش می یابیم. در این بخش از کتابمقدس شاهد مکالمۀ عیسی مسیح با یک شخص برجستۀ فریسی به نام نیقودیموس می باشیم. او، که یکی از اعضای مجلس سَن هِدرین (یعنی از حاکمین یهود) بود، در تاریکی شب نزد مسیح آمد تا از او سؤالاتی بپرسد.

عیسی مسیح در صحبت با نیقودیموس گفت: «آمین آمین به تو می گویم اگر کسی از سر نو مولود نشود، ملکوت خدا را نمیتواند دید.» نیقودیموس به او گفت: «چگونه ممکن است که انسانی که پیر شده باشد، مولود گردد؟ آیا میشود که بار دیگر داخل شکم مادر گشته، مولود شود؟» عیسی در جواب فرمود: «آمین آمین به تو می گویم اگر کسی از آب و روح مولود نگردد، ممکن نیست که داخل ملکوت خدا شود. آنچه از جسم مولود شد، جسم است و آنچه از روح مولود گشت، روح است. عجب مدار که به تو گفتم باید شما از سر نو مولود گردید.» (یوحنا 3:3ـ7)معنی تحت اللفظی » تولد تازه،» متولد شدن از عالم بالا است. نیقودیموس با یک احتیاج حقیقی به نزد مسیح آمده بود؛ او نیازمند یک تبدیل درونی (یعنی یک دگرگونی روحانی) بود. تولد تازه را خدا می بخشد. تولد تازه عملی است که خدا بوسیلۀ آن حیات جاودانی را به شخصی که ایمان می آورد عطا می کند (دوم قرنتیان 17:5 ؛ تیطس 5:3 ؛ اول پطرس 3:1 ؛ اول یوحنا 29:2 ؛ 9:3 ؛ 7:4 ؛ 1:5ـ4 ،18). یوحنا 12:1ـ13 خاطر نشان می سازد که «از سر نو مولود » شدن حامل این پیغام نیز هست که چنین شخصی، به وسیلۀ ایمان به عیسی مسیح، «فرزند خدا» نیز شده است.سؤال منطقی که در این راستا مطرح میشود این است که: «چرا یک شخص احتیاج دارد که دوباره متولد شود؟» پولس رسول در رسالۀ خود به افسسیان 1:2 می نویسد: «و شما را که در خطایا و گناهان مُرده بودید زنده گردانید.» او همچنین در رسالۀ خود به رومیان 23:3 در خطاب به کلیسای روم می نویسد: «زیرا همه گناه کرده اند، و از جلال خدا قاصر میباشند.» بنابراین، برای اینکه گناهان شخص آمرزیده شوند و با خدا رابطه ای زنده و شخصی داشته باشد، او احتیاج دارد از سر نو مولود گردد؛ یعنی تولد تازه یابد.اما چگونه این امر امکان پذیر میگردد؟ افسسیان 8:2ـ9 تعلیم میدهد: «زیرا که محض فیض نجات بافته اید؛ بوسیلۀ ایمان. و این از شما نیست، بلکه بخشش خداست. و نه از اعمال؛ تا هیچکس فخر نکند.» هنگامیکه یک شخص «نجات می یابد،» او از سر نو مولود شده است، از لحاظ روحانی تجدید حیلت یافته است، و از همان لحظه بخاطر حیات تازه ای که یافته است فرزند خدا می باشد. در حقیقت هنگامی که ایمان می آوریم عیسی مسیح با مرگ خویش بر صلیب جریمۀ گناهان ما را پرداحت نمود، ما از نقطه نظر روحانی دوباره متولد میشویم. «پس اگر کسی در مسیح باشد، خلقت تازه ای است….» (دوم قرنتیان 17:5 الف).اگر تا به امروز عیسی مسیح خداوند را به عنوان نجات دهندۀ خود نپذیرفته اید، امروز روح القدس با شخص شما صحبت میکند. شما احتیاج دارید که از سر نو مولود گردید. آیا حاضر هستید که با دعائی مملو از توبه بسوی مسیح آئید و در او مخلوق جدیدی گردید؟ «و اما به آن کسانی که او را قبول کردند قدرت داد تا فرزندان خدا گردند؛ یعنی به هر که به اسم او ایمان آورد. که نه از خون، و نه از خواهش جسد، و نه از خواهش مردم، بلکه از خدا تولد یافتند» (یوحنا 12:1ـ13).اگر مایل هستید عیسی مسیح را به عنوان نجات دهندۀ خود بپذیرید، میتوانید از این نمونۀ دعا استفاده کنید. ولی این حقیقت را همیشه بیاد داشته باشید که گفتن و یا تکرار این دعا (و یا هر دعای دیگر) باعث نجات شما نمیشود. نجات واقعی تنها با اعتماد قلبی به عیسی مسیح که بر صلیب گناهان ما را آمرزید دریافت میشود. این دعا راه ساده ای است برای ابراز ایمان و قدردانی شما از خدائی که راه نجات را برای شما تدارک دید. «خداوندا، می دانم که به ضّد تو گناه کرده ام و مستحق مجازات می باشم. اما می دانم که عیسی مسیح، مجازاتی را که من شایستۀ آن بودم بر خود گرفت تا من بتوانم بوسیلۀ ایمان به او آمرزیده شوم. از گناه خود توبه میکنم و برای نجات فقط به تو اعتماد میکنم. تو را شکر می کنم که محض فیض عجیب خود گناهانم را بخشیده و به من حیات جاودانی داده ای. آمین.»آیا با مطالعهۀ این مطالب تصمیم گرفتید تا با ایمان مسیح را در قلب خود بپذیرید؟ اگر اینچنین است، لطفاً در قلب خود بگویید: «امروز مسیح را با قلب خود پذیرفتم»

با روح القدس در دعا همراه شویم

بشر امروزي براي كشتن هر موجود زنده ، سه برابر بيشتر از حد لازم تسليحات دارد ، اما فقط نصف مقدار مواد غذايي مورد نياز را داراست . در هر ثانيه چندين نفر از گرسنگي مي ميرند و عده اي ديگر شديداً دچار سوء تغذيه هستند . اعتصابها ، آشوب ها و انقلاب ها نه تنها بر توليد مواد غذايي نمي افزايد بلكه زيان بيشتري به همنوعان مان مي رساند . طرقي را كه خداوند براي اينگونه موقعيت ها نشان داده است ، امتحان كنيد :
1 – با كلماتي كه خداوندمان به ما آموخته است ، در كمال اطمينان دعا كنيد : « نان روزانه ما را امروز به ما بده …» .
2 – مطيع خدا باشيد. چنين آمده است: « اگر در فرايض من سلوك نماييد واوامر مرا نگاه داشته ،آنها را به جا آوريد، … نان خود را به سيري خواهيد خورد» ( لاويان 26 : 3 – 5 ).
3 – مراقب باشيد كه چگونه خوراك خود را مي خوريد . « خدا ‌‌[ خواراكهايي ] آفريد ، تا آنها را به شكرگزاري بخورند» ( اول تيموتاؤس 4 : 3 ). « نان خود را به شادي بخور » ( جامعه 9 : 7 ). مسيحيان اوليه « خوراك را به خوشي و ساده دلي مي خوردند » ( اعمال 2 : 46 ).
4 – « تمامي عشرها را به مخزنهاي من بياوريد … و يهوه صبايوت مي گويد مرا به اينطور امتحان نماييد … آيا چنان بركتي بر شما نخواهم ريخت » ( ملاكي 3 : 10 ).
5 – اگر لازم باشد رفتار خود را تغيير دهيد تا لايق اين وعده باشيد : « اما آنكه به صداقت سالك باشد و به استقامت تكلم نمايد و سود ظلم را خوار شمارد، ودست خويش را از گرفتن رشوه بيفشاند و گوش خود را از اصغاي خون ريزي ببندد و چشمان خود را از ديدن بديها برهم كند … نان او داده خواهد شد » ( اشعيا 33 : 15 ، 16 ) . حال آنكه ما « نقره براي آنچه نان نيست » ( اشعيا 55 : 2 ) صرف مي كنيم . ما همگي اسراف كار هستيم و به نيازهاي ديگران كمتر توجه داريم. در چنين شرايطي كه مي دانيم گرسنگي زمين را تهديد مي كند ، باشد كه امروز روش خود را به خاطر سلامتي روحاني خودمان و به خاطر كساني كه گرسنگي مي كشند ، تغيير دهيم

563061_217244398452087_1183648687_n

یوحنا 10: 7- 10
«پس عیسی بار دیگر به آنها گفت: «یقین بدانید كه من برای گوسفندان در هستم. همهٔ کسانی‌که قبل از من آمدند، دزد و راهزن بودند و گوسفندان به صدای آنان گوش ندادند. من در هستم، هرکه به وسیلهٔ من وارد شود نجات می‌یابد و به داخل و خارج می‌رود و علوفه پیدا می‌کند. دزد می‌آید تا بدزدد، بكشد و نابود سازد. من آمده‌ام تا آدمیان حیات یابند و آن را به طور كامل داشته باشند.»


 

خودمان را محروم نکنیم

مرد جواني آخرين روزهاي دانشگاه را سپري مي كرد وبه زودي فارغ التحصيل مي شد.چندين ماه بودكه يك اتومبيل اسپورت بسيار زيبا چشمش را گرفته بود. از آنجايي كه مي دانست پدرش به راحتي قدرت خريد آن ماشين را دارد به او گفت كه داشتن اين اتومبيل همه آرزوي اوست .با نزديك شدن يه روز فارغ التحصيلي مرد جوان دائما به دنبال علايمي حاكي از خريد ماشين بود . بالاخره در صبح روز فارغ التحصيلي پدر اورا به اتاق خود فرا خواند وبه اوگفت كه چقدر از داشتن چنين فرزندي به خود مي بالد وچقدر او را دوست دارد. سپس هديه اي را كه بسيار زيبا پيچيده بود به دست او داد. مرد جوان كنجكاو والبته با نوعي احساس نا اميدي هديه را كه يك انجيل جلد چرمي دوست داشتني بود باز كرد . با ديدن هديه مرد جوان از كوره در رفت صدايش را بلند كرد وبا عصبانيت گفت : با اين همه پولي كه داري فقط يك انجيل به من مي دهي ؟ ومانند گردبادي خشمگين خانه را ترك گفت وانجيل مقدس را در آنجا باقي گذاشت . سالهاي بسياري گذشت ومردجوان موفقيت هاي بسياري در راه تجارت كسب كرد . در همين سالها تلگرامي با اين مضمون دريافت كرد كه پدرش درگذشته وهمه دارايي خود را به او واگذار كرده است واو بايد هرچه زودتر به خانه پدري رفته وبه امور رسيدگي كند . اوپدرش را از روز صبح بعد از فارغ التحصيلي نديده بود . وقتي به خانه پدري رسيد ناگهان غم وپشيماني بردلش نشست . به بررسي اوراق بهادار پدر پرداخت ودر ميان آنها انجيلي را كه هنوز به همان نويي همان طور كه او آن را سالها پيش باقي گذاشته بود پيدا كرد در حالي كه قطرات اشك به روي گونه هايش سرازير شده بود كتاب مقدس را باز كرد وبه ورق زدن پرداخت در حالي كه مشغول خواندن آيه هاي آن بود ناگهان يك سوييچ اتومبيل كه در پاكتي در پشت آن قرار داشت به زمين افتاد روي آن نام طرف معامله نوشته شده بود وانور نام مالك. اتومبيل اسپورت مورد علاقه او بود همچنين روي ان تاريخ روز فارغ التحصيلي او واين لغات درج شده بود… به طور كامل پرداخت گرديد
تا به حال چند بار خود را از نعمات خداوند محروم كرده ايم
فقط به اين خاطر كه ظاهر امرآن طور كه ما انتظار داشته ايم نبوده است